مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
زخمی که دارد بر جگر را مرهمی نیست احـضار اجباری شدن درد کـمی نیست بـا پـــارۀ جـــان رســـول الله بــد کــرد مـأمـون رضا را باطـنـا نـفـی بلـد کرد بــابــا نــدارد طـاقــت دوری فـــرزنــد آقـایــمـان را از جــوادش دور کــردنـد قـسـمت نـشد با چـشـم سـر بـابـا بـبـیـند در رخـت دامـادی جــوادش را بـبـیـنـد دور از وطن حالا غریب افتاده در طوس در چنگ شمری نانجیب افتاده در طوس چشمی به در دارد نگـاهی سمت جـاده دلــواپـس و دلــتــنـگ روی خــانــواده جـز روضــۀ گــودال روی لـب نـدارد این هم حـسـیـنـی که دگـر زیـنب ندارد از بـیکــسـی او دل زهـــرا بــگــیــرد بـایـد غــلامـی دسـت آقــا را بـگــیــرد از بین حـجـره جـمع کرده فـرشهـا را دارد بـه خـاطـر مـاجــرای کـربـلا را با نـام و یـاد کــربـلا بـر خـود بـپـیـچـد از درد روی خـاکها بر خود بـپـیـچـد بـا نـالـه مـادر را صـدا زد مثـل جـدش در بین حجره دست و پا زد مثل جدش وقتی شـبـیه جد خود خـد الـتـریب است یعنی غریب بن غریب بن غریب است از مرو تا مـروه بـرایش گـریـه کـردند مردم برای روضههـایـش گـریه کردند از بخت بد حالی شبیه محـتـضر داشت اما سر او را جـواد از خـاک بـرداشت سـم را نـمیدانم چـهها با آن بـدن کـرد امـا جـواد اهـل بـیـت او را کـفـن کـرد اهل سـنـابـاد آب غـسـلـش را مـیآورد محض رضای حضرت زهرا میآورد مهـریـۀ زنهـای نـوغـان خـرج او شـد تابوتش از باران گل خوش عطر و بو شد جدش ولی با ضربۀ پـا پـشت و رو شد سرنـیـزهای بر پهـلـوی جـدش فـرو شد ای وای از جدش که زیر دست و پا رفت تا کـوفه خـون تـازهای با نـعـلها رفت |